باران پشت شیشه است...
همه نوشته های این وبلاگ از خودمه. لطفاً بدون ذکر نام من از این نوشته ها استفاده نکنین.
به دلم پای نهاده ست غمی ای که کجایی تو کجایی که دلم بس نگرانست نیایی به نماز است دو چشمم و تو چون قبله عشقی به قنوتت همه مشغول و لبت گر نگشایی به رکوعت نرود چشم و دلم قبله عاشق که اسیر است و به دنبال رخت تا بنمایی به دلم هر که نظر کرد نفهمید غمت را چه کنم با غم عشقت که دلم را تو شفایی به دلم گرچه وفا هست سرابی و دروغی بنشینم به امیدی که تو را هست وفایی و گر از روی جفایت تو شکستی دل من را بنشینم به امیدی که به دل هست خدایی
نوشته شده در 87/02/15ساعت
13 توسط سعید فروتن| |
| Design By : Night Skin |


