باران پشت شیشه است...
همه نوشته های این وبلاگ از خودمه. لطفاً بدون ذکر نام من از این نوشته ها استفاده نکنین.
از همه دوستان عذرخواهي مي كنم.
قرار بود تو اين وبلاگ فقط شعراي خودم باشه ولي اونقدر داغونم تو اين چند روزه كه تصميم گرفتم يه رباعي از حسام رمضان زاده بذارم واستون.
اشكمو در آوردن ديگه، شما به بزرگواريتون ببخشيد.
............
...........................
...........................................
چشمان تو خورشيد زمين بود كه رفت
سردرگمي ماه از اين بود كه رفت
صد سال اگر بگذرد از عشق، فقط
سهم من بيچاره همين بود كه رفت
...........................................
...........................
............
اگه تنها شدين مي تونين يه سري هم به يه تنها مثل من بزنيد.
دعا مي كنم هيشكي بعد خداش، تنها نشه.
يا حق.
| Design By : Night Skin |


