باران پشت شیشه است...
همه نوشته های این وبلاگ از خودمه. لطفاً بدون ذکر نام من از این نوشته ها استفاده نکنین.
از وسط سطر شروع می کنم.... ... خداحافظ... چرا ای قلب خسته مرا اینگونه تنها می گذاری خداحافظ، خدا پشت و پناهت چرا رفتی و من را می گذاری چنین وامانده از دنیا و تنها چرا بر قلب من پا می گذاری؟ من از عشقت سراسر سرخ بودم مرا در شور دریا می گذاری مرا تنها و دور از خود تو آیا میان سیل غم جا می گذاری؟ چرا لایق نمی دانی عزیزم قدم بر دیده ی ما می گذاری؟ ... دلم خسته، فقط می خواهد آخر بگوید: عشق من، دوستت دارم! ۵/۱۱/۸۷
چرا از اول خط؟
نوشته شده در 87/11/09ساعت
18 توسط سعید فروتن| |
| Design By : Night Skin |


